تبليغاتX
دریای محبتی که غرقم کرد..... - به ياد تو

دریای محبتی که غرقم کرد.....

هرکس که تو رو از من بگیره شب تب کنه و سحر بمیره

به ياد تو

آن ثانيه يي كه عشقت مهمان قلبِ كوچكِ من شد و خانه ي ساده ي قلبِ مرا با ابهَت پذيرفت،عاشقانه سر دادم امروز روزِ پرواز تنهايي ست ، زمزمه كردم تا تو هستي زندگي خواهم كرد.آري! عشق تو مافوق تمام عشق هاي زمين است و من دلداه ي فرش زير قدم هاي تو هستم.

اي عزيز تر از جان،تو با خنده ي مستانه ات مرا ارضاء كردي تا من به زندگي برگردم و جانم را براي تو خرج كنم. حُرم نفس هايت گرمي احساسي است كه از درون قلبت برمي آيد و نگاه جذاب تو حاكي از چشمي است كه پاك پرورش يافته است.كلام تو گوياي اين است كه صداقت پيشگي سنت توست.

اي مهربانم!دل و جانم را فدا مي نمايم تا كمي از محبتت را گدايي كنم و بر زخم سينه ي خويش كه از دوري تو بي قرار است مالم تا درمان شود.اي طبيب دردها! وجودم اسير توست با كمي لبخند از دواي بيهوده محرومم بكن.

اي مرغ عشق!من هم نوايت مي شوم و در قفس زندان تو اسير مي شوم و هرگز تقلاي رهايي نخواهم كرد حتي اگر برايم هزاران استدلال بياورند. من تو را به هيچ ازهر من الشمس ندهم، چون تو روح مني و من بدون روح، جسمي بي جانم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کامران  |