تبليغاتX
دریای محبتی که غرقم کرد..... - دلم گرفته است

دریای محبتی که غرقم کرد.....

هرکس که تو رو از من بگیره شب تب کنه و سحر بمیره

دلم گرفته است

دلم گرفته است

دلم گرفته است

به ایوان می روم و انگشتانم را

بر پوست کشیده شب می کشم

چراغ های رابطه تاریکند

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

کسی مرا به میهمانی گنجشک ها نخواهد برد

پرواز را به خاطر بسپار

پرنده مردنی است .

شايد اگر ميدانستم که دلم چه ميخواهد و بهانه که را ميگيرد اينقدر

دلتنگ نبودم ...اگر ميتوانستم حرف دلم را بفهمم و چاره ای برای دردش

بيابم !!!

شايد اگر ميخواستم و ميدانستم ميتوانستم .

اما نميخواهم که اگر بخواهم اين دل بهانه گير هر زمان چيزی را ميخواهد و من خواسته های

بر حق دلم را چگونه بر آورده کنم ؟

دلم گرفته است . پرواز را از ياد

برده ام . شايد من نيز پرنده ای مرده ام.

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کامران  |