تبليغاتX
دریای محبتی که غرقم کرد..... - only for you

دریای محبتی که غرقم کرد.....

هرکس که تو رو از من بگیره شب تب کنه و سحر بمیره

only for you

امروز دلتنگ و دلگیر می نگارم

به جز دستهایت کجا را بخواهم؟ که آرامشی نیست

 از این دیر وحشی که چنگال غوغاست مرا بازگردان

سرآغاز بهترینم؛ سلام

روزها در پي هم گذشت؛ خوبي ها رفت و خاطره ها ماند بر يادم

راست مي گويند كه خاطرات ، بدترين هاي زندگي است

اگر خاطره ي خوب باشد حسرت است و اگر بد آن افسوس

تينا جان

.....دير هنگاميست كه آنگونه كه مي خواهم نمي توانم با تو صحبت كنم

دردها  نه؛ حرف ها بر دلم سنگيني كرده

اي كاش در اين هياهوي بيجا اينجا بودي

فرصت هاي ديدار كم است و گذرا. همانند برق و باد از كنار ما مي گذرد

مي خواهم با تو حرف بزنم اما وقتي به زمان مي نگرم مي بينم گذشت و گفتني ها در دل ماند

شايد تو حرفي جز گذر روزهايت نداشته باشي يا اگر داري نمي خواهي بيانش كني، اما من آنقدر حرف دارم كه گاهي هيچكدام پا پيش نمي گذارند و گاهي هجوم واژه ها و جملات بر ذهنم انفجار ويرانگري بوجود مي آورد

.ای خدا تو که آفریننده تمام عاشقای دنیایی یک راهی جلوی پای من بگذار

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط کامران  |